خرید بک لینک

«کشف 1 طلا ی 20و نقره 30عیاردرمجموعه شهیدآوینی واطراف بوستان نخبگان»

شهیدفجرآفرین برام تعریف میکرد:

به یگان تخریب فراخوان شدم.کنارمرقد شهیدگمنام ،به هررزمنده خنجری تحویل می دادند!

فرمانده بعدازسلام وحال واحوال باحاضرین که 370عضوبودند،ورودشان رابه واحدتخریب تبریک گفت وپس ازتبیین مفهوم  تخریبچی ،توضیح مختصری راجع به خنجرداد دادوگفت:این خنجرهاوسیله عبورازسیم خارداروبرای خنثی کردن مین ها است وخواهش کردباماژیک اسمشان راروی خنجربنویسندوآن رادرسالن شهیدآوینی که چسبیده به سالن شهیدبروجردی بودبگذارندوهمگی دم در جمع شوند.بعدبه آنها گفت: بعد ازفرمان من ،دودقیقه فرصت دارید به سالن شهیدآوینی رفته وخنجرخود رایافته وتحویلم دهید.

یک دوسه فرمانده تمام نشده بودکه370نفربه سالن هجوم بردیم وبرای یافتن خنجرازسروکول هم بالا رفتیم ومتأسفانه بخاطربرخوردخنجردست وپاهای زیادی زخمی شد.ولوله وشلوغی آزاردهندهای راه افتاده بود،کسی خنجرش راپیدا نکرد،فرمانده اعلام کرد،دو دقیقه دیگه هم فرصت اضافه میدم.امااضطراب وشلوغی بیشترشدوبازم نتیجه ای نداشت.اینبارهم کسی خنجرش راپیدانکرد.

دوباره فرمانده همه رابه کنارمرقدشهیدگمنام فراخواندوگفت:یک دقیقه فقط فکرکنیدو مجدد واردسالن شهیدآوینی بشید،وهرنفرخنجری رابرداردوآن را براساس نام روی خنجر،به دوست رزمنده اش تحویل بدهد.اینباریک دقیقه هم طول نکشید وهرکس خنجرش به دستش رسید.

فرمانده نتیجه گیری کردوگفت:تجربه اول شبیه حکایتی است که هرروز در سالن تلگرام جنب سالن خاله زنک اتفاق می افتد،ومی خواهدماراهرروزبیشترازهم دورکند.وقتی ازسرخودخواهی به زعم خود وبه هرقیمتی دنبال دستیابی به خنجرخودهستیم ونمی دانیم:پیداشدن ودست یافتن به مطلوب،درگرو عمل و عبورازخود است و هدایت دیگران درگرو،دیگردوستی وعبورازمیدان مین وسیمهای خاردارنفس است.

 اگربه جای خودبرتربینی،حق رابشناسیم و وجایگاهها رابه رسمیت بشناسیم، با قبول این تفاوتها ، روابط انسانی شکل زیباتری به خودخواهدگرفت وضمن کسب رضایت فرمانده،به معادن طلا و نقره تمام نشدنی دست خواهیم یافت.

«مهدی علی اکبری-قم بهمن96»

برچسب: نویسنده: کوروش قنبری‌پور تاريخ: شنبه 21 بهمن 1396 ساعت: 16:17

صفحه بندی